مرتضى مطهرى

443

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

زياده بر آن خرق عادت و شگفت آور بوده و قبيح شمرده مىشود و در منطقهء قطبى درست به عكس است . اختلافات فاحشى كه در افكار اجتماعى و آداب و رسوم سكنهء منطقه‌هاى مختلفهء زمين مشهود است بخش مهمى از آنها از همين جا سرچشمه مىگيرد . و همچنين محيط عمل در اختلاف افكار و ادراكات اعتبارى دخيل مىباشد . مثلًا يك نفر باغبان با يك نفر بازرگان يا يك نفر كارگر با يك نفر كارفرما از جهت روش فكرى يكسان نيست زيرا احساساتى كه مثلًا سبزه و آب و درخت و گل و بهار به وجود مىآورند غير از احساساتى است كه مال التجاره و داد و ستد لازم دارد و اختلاف احساسات ، اختلاف ادراكات اعتباريه را مستلزم مىباشد . ( 2 ) . كثرت ورود يك فكر به مغز انسان نصب العين گرديده و نتواند از نظر دور داشته و به غير او توجه كند و البته در اين صورت خواهى نخواهى يك فكر ، منطقى و صحيح و خوب به نظر خواهد آمد و خلاف وى به خلاف وى و در اين صورت ، توارث افكار ، تلقين ، اعتياد ، تربيت در تثبيت و تغيير افكار اجتماعى و ادراكات اعتبارى نقش مهمى را بازى خواهد كرد . ( 3 ) . ما ترديد نداريم كه با قريحهء تكامل ، پيوسته بر معلومات خود مىافزاييم و خلاصه در اثر اينكه نخستين روزهاى پاگشايى به جهان ماده ، معلومات زيادى از نياكان خود به طور توارث دريافت داشته و پايهء پيشرفتهاى آينده خود قرار مىدهيم دايرهء علوم روز به روز در توسعه است و هر چه توسعه پيدا كند از مزاياى طبيعت به واسطه تطبيق عمل ، استفاده‌هاى بيشتر و كامل‌ترى نموده و طبيعت سركش را بهتر به خود رام مىكنيم و از اين روى مفهوم « بايد و نبايد و خوب و بد » و نظاير آنها پيوسته هم آغوش تغيير مىباشد ؛ مثلًا دو فرد انسان فرض كنيم كه يكى از آنها ( انسان امروز ) در يكى از تالارهاى كاخى زيبا روى كرسى زيباى خود نشسته و فاخرترين لباس را كه با آخرين مدل روز دوخته شده باشد پوشيده و در مقابل ميزى كه روى آن خوراكهاى رنگارنگ چيده شده قرار گرفته باشد ، و ديگرى ( انسان اوّلى ) روزگار شيرين خود را در شكاف كوهها با گياه بيابانها و ميوهء جنگلها مىگذراند . با سنجشى كه در ميان اين دو فرد به عمل بياوريم روشن خواهد شد كه انسان چه بسيار بايستنيها را ترك گفته و خوبها را بد شمرده تا به حد امروزه رسيده . انسان هيچگاه از فكر خوب و بد دست بردار نيست ولى پيوسته با پيشرفت زندگى ، بد را خوب و خوب را بد مىشمارد زيرا هيچگاه زندگانى ديروزى با احتياجات امروزى وفق نمىدهد . اگر در معلومات اعتبارى تأمل نماييم خواهيم ديد كه حال ادراكات اعتبارى در توليد و استنتاج مانند حال علوم حقيقى مىباشد . مثلًا ما نسبت وجوب را ( بايد ) از